تبليغاتX
ماهی کوچک
نوشته ها و ترجمه های یک ماهی کوچک که همه چیز را از داخل تنگ خصوصی خودش می بیند

«این میل به ابطال و فراموشی از کجا آمده است؟»
از گم شدن های مکرر
در میانه راهی
که نه کج است و نه درست،
یا از در افتادن
در این
گندآب فرو رفته سرخ
که زمین را
به کنج معده متعفنش
کشانیده است؟

دیگر هیچ نمانده
جز کتاب پوسیده ی تاریخ
و خدا
که چون ثابت شد یگانه است
به نامش انسان می کشند
تا امروز.

زمین آلوده شده
از ضحاکانی
که دروغ و شهوت دارند بر دوش
و بر آسمان
- این تخت سترگ الهی -
گدازه می افشانند
و هر تک درختی را که می بینند
بر دار می کنند.

زمین،
بی رحمانه،
در زهدان ابدی مام خود چرخید
و خستگی اش ماند بر دوش انسان
و درخت
و حتی آن کرم سبز
که از چشم مردگان زیر خاک
زندگی می ساخت.

این میل به ابطال و فراموشی
از کجا آمده است؟
از ساز خسته خنیاگر
یا چکشی که بی رحمانه
از سنگ
زنی آبستن ساخت؟
از رنگ انارهای سوخته بر درخت
یا پرنده های مردارخوار
در خرابه های جنگ؟

این میل به ابطال و فراموشی
از کجا آمده است؟
از چشمان بی رنگ کودکی حرام زاده
یا پایی جامانده
در حفره ای در میدان مین؟
از سوراخ یک سره ی دهان و بینی زن جذام زده
یا نارنجکی بر گردن مرد اسیر،
بی غلاف؟

این میل به ابطال و فراموشی ...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385ساعت   توسط ماکان مهرپویا  |