تبليغاتX
ماهی کوچک
نوشته ها و ترجمه های یک ماهی کوچک که همه چیز را از داخل تنگ خصوصی خودش می بیند
عاشقانه
گردی سفید آبریزگاه فرنگی را
در آغوش گرفته ام
و صد هزار توبه ی شکسته را
از هزارتوی اثناعشرم
بیرون می ریزم.

بدمستی روزگار را ببین
سرنوشت مرا.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت   توسط ماکان مهرپویا  |