تبليغاتX
ماهی کوچک
نوشته ها و ترجمه های یک ماهی کوچک که همه چیز را از داخل تنگ خصوصی خودش می بیند
آخیش!
بالاخره من هم به بازی وبلاگی «کدام کتاب هایتان را تا نصفه خوانده اید و دیگر بقیه اش را نخوانده اید» (!) دعوت شدم. راستش داشتم ناامید می شدم که ستاره خانم ِ خانم دکتر من را دعوت کرد.

و اما...

راستش من حدود 1500 جلد کتاب دارم. برخی از پدرم به من به ارث رسیده، بخشی از آن ها را طی سالیان سال خریده ام و بخشی را هم هدیه گرفته ام. شاید دلیلش علاوه بر علاقه ام، شغل دوگانه ام هم باشد: نشر و سینما. گاهی وقتی کسی برای بار اول به منزلم می آید و کتاب ها را می بیند می پرسد آیا همه ی این کتاب ها را خوانده ام؟ و جواب من بسته به شخص فرق می کند. اما محتوای همه اش همین است که بعضی کتاب ها را باید خواند، بعضی ها را باید به عنوان رفرنس استفاده کرد و بعضی ها را هم فقط باید داشت تا آدم یک روزی (تا قبل از مرگ!) خواندن آن کتابش بیاید!

و اما مهم ترین این کتاب های نصفه نیمه:

1- آزاده خانم و نویسنده اش - رضا براهنی - که چند بار تا نصفه رفته ام و بعد رهایش کرده ام. کتاب جذابی است که جذبش البته بگیر و نگیر دارد. همیشه یک جایی دیگر نمی گیرد. نمی دانم چرا. باید یک روزی دوباره تصمیم بگیرم که بخوانمش. البته تا قبل از مرگ.

2- همیشه ی خدا دلم خواسته تا وقتی پیدا کنم و در فراغت خیال سور بز یوسا را بخوانم. آن حجم عظیمش برای منی که همیشه بی حوصله ام، همیشه ترسناک بوده. هر بار شروع می کنم، پشیمان می شوم و می گویم: شاید وقتی دیگر.

3- جلد دوم دن کیشوت را هیچ وقت نخوانده ام. چون می دانم چه پایانی دارد و مرگ دن کیشوت و سانچوی باوفایش برایم غیرقابل هضم است. بگذار فکر کنم که آن ها از هنوز تا همیشه زنده می مانند.

4- هر وقت شاخه زرین جیمز جرج فریرز را برمی دارم تا به عنوان رفرنس نگاهی به آن کنم، چنان مرا جادو می کند که مدت ها از کارم باز می مانم. باید زمانی بنشینم و کامل آن را بخوانم. این موضوع درباره کتاب پژوهشی در اساطیر ایران استاد مهرداد بهار نیز صادق است.

5- کتاب های یونگ و کتاب هایی درباره یونگ را دارم و جسته گریخته خوانده ام. اما دلم می خواهد زمانی برسد که بنشینم و سر فرصت همه شان را بخوانم. لکان را هم همین طور. البته برای این دو تا برنامه ریخته ام. زمانش از الان است تا آخر عمر!

طبق معمول بازی های وبلاگی ام، کسی را دعوت نمی کنم یا بهتر بگویم: همه دعوتید!

ماکان - ماهی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت   توسط ماکان مهرپویا  |